پرچم‌های سیاه داعش برداشتی اشتباه از حدیث امیر المؤمنین علیه السلام
108 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت

پایگاه شیعه نیوز در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۹۲ نوشت: «شبکه های اجتماعی اینترنتی به تازگی حدیثی را منتشر نموده‌اند و مدعی شده‌اند این سخن منسوب به امام علی علیهالسلام و در مورد سلفی‌های تکفیری است که امروز جنایاتشان را به نام اسلام انجام می دهند.»[1]سپس در 29 شهریور 1393 شبکه العالمکلیپی را بر روی سایت خود نهاد و نوشت: «یک عالم مصری گفت داعشی‌ها پدیده‌ای ناگهانی و آنی نیستند بلکه خصوصیات آنان در میراث اسلامی از زبان امام علی علیه السلام ذکر شده است.»[2]طبق معمول این سخن درفضای مجازی شایع شد و بسیاری از سایت‌ها آن را نقل کردند. بنده در همان زمان یعنی15 مهر 1393 در مصاحبه‌ای با خبرگزای شبستان به اشتباه بودن این برداشت از حدیث اشاره کردم.[3]اما با گذشت حدود یک سال هنوز هم این سخن در برخی سایت‌ها و سخنان منتشر می‌شود.[4] بنابراین به نظر رسید تکمیل توضیحات در مورد این حدیث و باز نشر آن برای ارتقای معارف مهدوی مفید باشد.

متن حدیث

نُعيم بن حَماد حدیثی به این مضمون نقلکرده است:

"حَدَّثَنَاالْوَلِيدُ وَ رِشْدِينُ عَنِ ابْنِ لَهِيعَةَ عَنْ أَبِي قَبِيلٍ عَنْ أَبِيرُومَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: «إِذَارَأَيْتُمُ الرَّايَاتِ السُّودَ فَالْزَمُوا الْأَرْضَ فَلَا تُحَرِّكُواأَيْدِيَكُمْ وَ لَا أَرْجُلَكُمْ ثُمَّ يَظْهَرُ قَوْمٌ ضُعَفَاءُ لَا يُؤْبَهُلَهُمْ قُلُوبُهُمْ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ هُمْ أَصْحَابُ الدَّوْلَةِ[5]لَا يَفُونَ بِعَهْدٍ وَ لَا مِيثَاقٍ يَدْعُونَ إِلَى الْحَقِّ وَ لَيْسُوا مِنْأَهْلِهِ أَسْمَاؤُهُمُ الْكُنَى وَ نِسْبَتُهُمُ الْقُرَى وَ شُعُورُهُمْمُرْخَاةٌ كَشُعُورِ النِّسَاءِ حَتَّى يَخْتَلِفُوا فِيمَا بَيْنَهُمْ ثُمَّيُؤْتِي اللَّهُ الْحَقَّ مَنْ يَشَاءُ"[6]

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: هنگامی که پرچم‌های سیاه را دیدید در جای خود بمانید و دست و پای خود را حرکت ندهید. (اقدامی نکنید) سپس گروهی ضعیف آشکار می‌شود،به آنان توجهی نمی‌شود، دل‌هایشان مانند تکه آهن است، آنها اهل چرخشند[7] به عهد وپیمانی وفا نمی‌کنند، به حق دعوت می‌کنند اما اهل آن نیستند، نام‌هایشان کنیه ونسبت‌هایشان آبادی است و موهای آنان مانند موی زنان فرو افتاده، تا آن که در میان خودشان اختلاف می‌کنند سپس خداوند حق را به هر کس بخواهد می‌دهد.

چند نکته در مورد این حدیث قابل تأمل است.

نکته نخست. اعتبار منبع حدیث

این حدیث تنها در «کتاب الفتن» ابن حماد آمده است. در هیچ کتاب سنی و شیعه به صورت مستقل نقل نشده است و در هر کتابی هم که آمده مانند کتاب «کنزالعمال» از «کتاب الفتن» ابن حماد نقل شده است. «کتاب الفتن» ابن حماد با آن که کتابی بسیارقدیمی است اما نزد خود اهل سنت کتابی ضعیف و بی‌اعتبار است.[8] بنابراین این حدیث تنها در یک کتاب اهل سنت آمده آنهم کتابی که خود اهل سنت گفته‌‌اند اگرحدیثی تنها در این کتاب آمده باشد قابل اعتماد و احتجاج نیست و تنها وقتی بکار می‌آیدکه از راه‌های دیگری نیز نقل شده باشد.[9]

نکته قابل دقت آن است که این روایت متاسفانه در برخی سایت‌های داخلی به گونه‌ای آدرس داده می‌شود که خواننده احساس کند در کتاب‌های شیعه نقل شده است. درحالی که سید بن طاووس در کتاب ملاحم خود به نام «التشريف بالمنن في التعريف بالفتن‏» و آیت الله مرعشی نجفی در کتاب «احقاق الحق» تصریح کرده‌‌اند که این حدیث را از «کتاب الفتن» ابن حماد نقل می‌کنند. بنابراین تنها منبع این حدیث «کتاب الفتن» ابن حماد است که کتابی ضعیف و بی‌اعتبار است.

نکته دوم. اعتبار سند حدیث

گذشته از ضعف منبع حدیث، سند حدیث نیز نزد خود اهل سنت ضعیف است. راوی اول استاد نعیم بن حماد: الوليد بن مسلم القرشى (کثیر التدلیس)[10]، راوی دوم: رشدین بن سعد (ضعیف)[11]، راوی سوم: عبد الله بن لهیعه (غیر حجت)[12]، راوی چهارم: أبو قبيل المعافرى حيى بن هانىء (ثقه)[13]، راوی پنجم: عبد اللَّه بن أبي رومان (ضعیف)[14] چنان که ملاحظه می‌شود در میان پنج راوی سلسله سند این حدیث تنها یک راوی ثقه و قابل اعتماد است و بقیه راویان همه ضعیف و غیر قابل اعتمادند. بنابرایناین حدیث به لحاظ اعتبار سند نیز قابل اعتماد نیست. این حدیث هیچ کتاب و سند دیگری نیز ندارد.

نکته سوم. دلالت حدیث

گذشته از ضعف منبع و سند این حدیث که موجب می‌شود استناد به آن صحیح نباشد و نتوان به واسطه آن مطلبی را به معصوم علیه السلام استناد داد، این حدیث بر آنچه ادعا شده شده است دلالتی هم ندارد. به عبارت دیگر بر اساس این حدیث نمی توان پیشگویی پرچم‌های سیاه را به امام علی علیه السلام نسبت داد  آن را بر داعش تطبیق نمود. مهم‌ترین دلیل عدم تطبیق این است که حضرت علی علیه السلام در این حدیث می فرمایند: وقتی پرچم‌های سیاه را دیدید، همان جا که هستید، باشید، سپس گروهی ظاهر می شوند. این عبارت صریح است که پرچم‌های سیاه پیش از این گروه هستند و بعد از دیده شدن پرچم‌های سیاه، تازه این گروه آشکار خواهند شد. به عبارت دیگر این قوم بعد از پرچم‌های سیاه می‌آیند (ثُمَّيَظْهَرُ؛ سپس ظاهر می‌شود) نه آنکه دارای پرچم‌های سیاه هستند. این یک اشتباه بسیارروشن در برداشت از این حدیث است. بنابراین امیر مؤمنان علیه السلام هرگز نمی فرماید پرچم این گروه سیاه است بلکه خبر می‌دهد این گروه بعد از پرچم‌های سیاه خواهند آمد.

اگر از اشتباه بودن تطبیق پرچم‌های سیاه بر این گروه که مهمترین نکته بود بگذریم، برخی از نشانه‌های دیگر که در حدیث برای این گروه گفته شده قابل تطبیق بر داعش نیست. نخست آنکه امام علی علیه السلام می‌فرمایند:گروهی ظاهر می شود که ضعیف هستند (قَوْمٌ ضُعَفَاءُ) در حالی که داعش چنین نیست وبه دلیل حمایت استکبار جهانی به سر کردگی صهیونیست‌ها و امریکایی‌ها و کشورهای مرتجع عربی در منطقه قدرت زیادی یافته‌اند، بسیاری از مناطق سوریه را اشغال کرده‌‌اندو چند سال است که چند کشور را درگیر خود کرده‌اند. پس هرگز نمی‌توان گفت داعش گروه ضعیفی است.

دوم آنکه امام علیه السلام می‌فرمایداینها گروهی هستند که توجهی به ایشان نمی‌شود (لَا يُؤْبَهُ لَهُمْ) در حالی که باز داعش چنین نیست بلکه جنایت‌ها و ددمنشی های آن در کانون توجه است و هر روزرسانه‌های دیداری و شنیداری یا سایت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فضای مجازی خبری از تجاوزات و بی‌حرمتی‌های آنان منعکس می‌کند.

البته برخی از نشانه‌ها که در این روایت آمده است، بر افراد داعش قابل تطبیق است. مانند اینکه 1. قلب‌های سختی دارند(قُلُوبُهُمْ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ)، 2. نیرنگ باز و اهل معامله‌اند (هُمْأَصْحَابُ الدَّوْلَةِ)، 3. پیمان‌شکن و بدعهدند (لَا يَفُونَ بِعَهْدٍ وَ لَامِيثَاقٍ)، 4. مدعیان دوروغین حق طلبیند (يَدْعُونَ إِلَى الْحَقِّ وَ لَيْسُوامِنْ أَهْلِهِ)، 5. اسم‌هایشان کنیه است (أَسْمَاؤُهُمُ الْكُنَى)، 6. نسبتشان به آبادیست (نِسْبَتُهُمُ الْقُرَى)، 7. موهایشان همچون زنان فرو ریخته‌ است(شُعُورُهُمْ مُرْخَاةٌ كَشُعُورِ النِّسَاءِ). اما باید توجه داشت که دست کم چهارنشانه نخست قطعاً صفاتی کلی است که بر تمام مخالفان اسلام ناب قابل تطبیق است ونمی‌تواند نشانی منحصر به فرد که گروه خاصی را مشخص می‌کند به حساب آید. بنابراین نمی‌توان آنها را صفات ویژه داعش دانست. بلکه برای نمونه اکنون رژیم آل سعود باجنایت‌هایی که در یمن مرتکب می‌شود، معامله‌های پنهانی که با آمریکا و صهیونیست‌هادارد، مدام آتش بس خود گفته را نقض می‌کند و با این همه مدعی دفاع از حق مردم است روی هر بدعهدِ سنگ‌دلِ  فریب‌کارِ را سفید کرده است. سه نشان آخر نیز هر چند به میزان چهار نشان نخست عمومیت ندارد اما نشان پنجم در میان اعراب و نشان ششم حتی در میان ما نیز شایع است و بسیاری از افراد را باپسوند شهرشان می‌شناسیم؛ بنابراین نشانه‌های یاد شده نیز راهنمایی خاصی نمی‌کند ونمی‌توان به عنوان یک پیشگویی بر آن تأکید کرد.

نتیجه آنکه علاوه بر ضعف روایت ازنظر دلالت نیز نمی‌تواند اشاره به گروه تروریستی صهیونیستی داعش باشد.

در پایان این نکته هم قابل تذکر وتوجه است که اصل پرچم‌های سیاه همان گونه که در کتاب گرانسنگ «دانش‌نامه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف» آمده، اساسا در روایات معتبر شیعه جایگاهی ندارد و جزعلائم ظهور نیست. تأکید فراوانی که اینک برخی افراد و سایت‌ها بر روی پرچم‌هایسیاه دارند حرکتی انحرافی است که روایات شیعه آن را تأیید نمی‌کند و باید از پررنگ نمودن آن در مباحث مهدوی و آخر الزمانی پرهیز کرد.


[1] . http://www.shia-news.com/fa/news/66219

[2] . http://fa.alalam.ir/news/1633909

[3] . http://www.shabestan.ir/detail/News/407839

[4] . http://alef.ir/vdccm0qii2bqm18.ala2.html?274372

[5] . التحقيقفى كلمات القرآن الكريم؛ ج‏3 ؛ ص302: انّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هوالانتقال مع حصول تحوّل في الحالة و الكيفيّة. الفروق في اللغة؛ ص182: و الدولةانتقال حال سارة من قوم الى قوم‏.

[6] . «کتابالفتن» ج1، ص 210، حدیث 573.

[7] .ظاهر این است که واژه «الدوله» در این حدیث به معنای لغوی آن به کار رفته است که به معنای گردیدن و دست به دست شدن است. عبارت بعد نیز می‌تواند شاهد و دلیل این مطلبباشد. یعنی آنها به پیمانی پای بند نیستند و هر طرف که غالب شود به آن سمت متمایل می‌شوند. البته امکان دارد به معنای دولت و حکومت نیز باشد یعنی آنها دولتمردند وصاحب مناصب حکومتی هستند.

[8] . سيرأعلام النبلاء ط الرسالة (10/ 609): قُلْتُ: لاَ يَجُوْزُ لأَحَدٍ أَنْ يَحْتَجَّبِهِ، وَ قَدْ صَنَّفَ كِتَابَ (الفِتَنِ)، فَأَتَى فِيْهِ بِعَجَائِبَ وَ مَنَاكِيْرَ.

[9] . المهدي المنتظر في ضوء الأحاديث والآثار الصحيحة وأقوال العلماء وآراء الفرق المختلفة، الدكتورعبد العليم عبد العظيم البستوي، ص 122: فجميع الروايات التي تفرد بها هذا الكتاب لم أحتج به و إنما هي تصلح للاعتبار.

[10] . رتبته عند ابن حجر:  ثقة لكنه كثير التدليس والتسوية، رتبته عند الذهبي:  عالم أهلالشام ، قال ابن المدينى: ما رأيت من الشاميين مثله، قلت: كان مدلسا، فيتقى منحديثه ما قال فيه: عن.

[11] . تهذيب التهذيب (3/ 278): بقية كلام ابن يونس: أساء فيه يحيى بن معين القول، و لم يكن النسائى يرضاه و لا يخرج له و قال ابن سعد: كان ضعيفا.

[12] . سيرأعلام النبلاء ط الرسالة (8/ 14): وَلَكِنَّ ابْنَ لَهِيْعَةَ تَهَاوَنَبِالإِتْقَانِ، وَرَوَى مَنَاكِيْرَ، فَانْحَطَّ عَنْ رُتْبَةِ الاحْتِجَاجِ بِهِعِنْدَهُم. وَبَعْضُ الحفَّاظِ يَرْوِي حَدِيْثَهُ، وَيَذكُرُهُ فِي الشَّوَاهِدِوَالاعْتِبَارَاتِ، وَالزُّهْدِ، وَالمَلاَحمِ، لاَ فِي الأُصُولِ.

[13] . رتبته عند ابن حجر:  صدوق يهم، رتبته عندالذهبي:  و ثقه جماعة و قال أبو حاتم: صالح الحديث.

[14] . لسان الميزان ت أبي غدة (4/ 479): ضعفه غير واحد. روى حديثا كذبا. انتهى. وهاه الدارقطني.